پیش نوشت:مطالبی که در موضوع خاطرات دسته بندی میشن اتفاقاتیه که در روزهای اول حضور من در مسکو برای من پیش اومده ، هر چند به بعضی از اونها در همون مطالبی که اون روزها می نوشتم اشاراتی کردم اما توی این سری مطالب سعی می کنم با تفصیل بیشتری اونها رو بنویسم تا دوستان عزیزی که تازه وارد مسکو شدن ویا قصد دارن برای اقامت یا تحصیل به مسکو بیان از تجربیاتم استفاده کنند
خرید عالیجناب دمپایی دردسر ساز تجربه ای شد برام که در خرید عجله نکنم وبرای خرید سایر ملزوماتم با دوستان قدیمی تر مشورت کنم والبته اولین تجربه مشورت علی رغم مفید بودن برام تجربه ای شد که با هر کسی هم مشورت نکنم
روزهای اول حضور من در مسکو هوا کاملا برفی بود ومن هم که شنیده بودم لباسهاو کفشهایی که بشه باهاش زمستون سرد مسکو رو سر کرد رو باید از همون مسکو تهیه کنم(که البته حرف درستی هم هست) با خودم به جز یک کلاه وپالتو، کفش و لباس زمستونی دیگری نیاورده بودم وبا کفشهای پلوخوری به مسکو تشریف آورده بودم ونیاز به یک جفت پوتین داشتم(البته از نوع پوشیدنیش نه از نوع ولادیمیرش)
پنجمین روز حضورم در مسکو بود که برای خرید پوتین از خوابگاه بیرون اومدم و بر اساس همون تجربه فوق الذکر واز اونجایی که هنوز هیچ ایرانی پایه بالاتری رو درست نمی شناختم اول سعی کردم با همون عربی وانگلیسی شکسته بسته ای که بلد بودم از دانشجویان غیر هم زبان آدرس یک کفش فروشی ارزون قیمت رو بپرسم . فایده ای نداشت وبه سمت همون فروشگاه نزدیک مترو محل خرید دمپایی پلاستیکی رفتم تا شاید اون اطراف کفش ارزون قیمت هم پیدا کنم .
وسط راه به یکی از ایرانیهای قدیمی تر که روز گذشته در حد یک سلام علیک باهاش در کافی نت آشنا شده بودم برخوردم واز اون در مورد فروشگاه کفش ارزون قیمت سوال کردم ،ناگهان گل از گل ایشان شکفت و شور وشعف درچشمانش هویدا شد وداوطلب شد مثل یک هموطن ایثار گر همراه من بیاد تا من رو با پدیده ای به نام"آشان" آشنا کنه که هر دانشجویی برای زنده موندن در این شهر نیاز به شناختن اون داره و احتمالا در اونجا می تونم کفش ارزان هم پیدا کنم ونزدیک ترین نمونه این پدیده به ما هم در نزدیکی همون ایستگاه مترو فوق الذکر(که بعدا فهمیدم اسم این ایستگاه "بیلیو اٍوا" ست)قرار داشت
کلمه "آشان"به معنای گنجشک است(البته در زبانی غیر از زبان روسی )وبه مجموعه ای از فروشگاه های بزرگ زنجیره ای گفته می شه که به جز مسکو در شهرها وظاهرا در کشورهای دیگری هم شعبه داره(اینکه اصالتا این فروشگاه ها روس هستند یا اصل اونها از جای دیگریه ودر روسیه فقط شعبه دارند رو من نمی دونم)
در مسکو این فروشگاه ها دو نوع هستند نوع اول مثل همین "آشان بیلیو اٍوا " که بنده در اون روز مذکور با اون آشنا شدم معروفند به "آشان سیتی" ومعمولا در نقاط مرکزی تر شهر قرار دارند وکوچک تر از اون نوع دیگر هستند وبیشتر اقلام مصرفی ودم ودستی در اونها پیدا میشه ونوع دوم معروفند به"آشان سنتر(گیبر مارکت)" که فروشگاه های بسیار بزرگی هستند واز شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو میشه اونجا پیدا کرد
آشنایی با این فروشگاه ها به دو دلیل برای ایرانیها لازمه یکی به خاطر قیمت مناسبشون ودیگری هم به خاطر اینکه در تمام شعب آشان در بخش مواد پرو تئینی یک بخش مخصوص موادحلال هست که اونجا میشه انواع گوشت ،مرغ، سوسیس وکالباس حلال رو تهیه کرد
اما بشنوید از ادامه ماجرای اون روز که اون دوست عزیز ایثارگر با رسیدن به فروشگاه آشان از بنده سوال فرمودند که آیا به اندازه خریدن یک شانه تخم مرغ پول همراه من هست یا نه ؟ وبا شنیدن این جواب از بنده که بیشتر هم همراه من هست با طیب خاطر یک چرخ خرید برداشتند وملزومات یک هفته شان را ابتیاع فرمودند
من برای خرید کفش بیرون اومده بودم و برای اینکه با کسر بودجه مواجه نشم به خرید یک شانه تخم مرغ ویک بسته پنیر اکتفا کردم
مجموع خرید بنده وایشون 1850 روبل تفریبا معادل 65000 تومان شد که با محاسبات آتی از این مبلغ تقریبا140 روبل معادل 5000 تومانش متعلق به بنده بود ومابقی به ایشون
این آشان همونطوری که گفتم سیتی بود ودر اون از کفش خبری نبود وسهم بنده از حمالی وپیاده روی اون روز فقط آشنایی با فروشگاه های آشان بود که با توجه به اینکه اون دوست عزیز رفتند سهم هر کدام از ما رو از روی لیست خرید تعیین بفرمایند وسهم خودشون رو به بنده بپردازند وهنوز تشریف نیاوردند این آشنایی برای بنده 60000 تومان آب خورد:)
نمای بیرونی دو نوع آشان و نمای داخلی فروشگاه آشان: