دیشب که به لطف پایان یافتن ایام مجازی* وقت بیشتری از افطار تا سحر داشتم فرصت شد کمی وب گردی کنم و آخر سر هم رسیدم به وبلاگ خودم و نوشته های معدود پارسال تا امسال خودم رو یک مرور کردم و با مرور اونها تمام اتفاقات خوب و بد یک سال گذشته  برام مرور شد.

هم خوشحال شدم و هم ناراحت ،خوشحال از اینکه همین مقدار رو نوشتم و ناراحت از اینکه چرا بیشتر ننوشتم، برای اینکه ما آدمها ذاتا فراموش کار خلق شدیم و اگر همه چی رو یکجایی ثبت نکنیم یک چیزایی رو ممکنه به باد فراموشی بسپریم و اونوقته که وقتی یهو حساب کتابمون رو می ذارن جلومون یهو برق سه فاز از سرمون می پره  و می گیم "این دیگه چیه!؟! کوچیک و بزرگ کارامون رو فراموش نکردن واینجا حساب کتاب کردن"**


* ایام مجازی، عنوان پستی بود که توی این دوماه اخیر ده بار اومدم بنویسمش که یا وقت نشد و یا هم دستم به کی برد نرفت و خلاصش توی اون پست خیالی قرار بود به این موضوع اشاره کنم که در فاصله حدودا  بین 15 جون تا 15 آگوست که تقریبا میشه اواخر اردیبهشت تا همین بیست و چهارم ، پنجم مرداد ، خورشید توی شهر مسکو طلوع وغروب درست حسابی نداره وبرای تعیین حدود روز و اوقات شرعی باید متوسل به مجاز بشیم ویا به نزدیک ترین محلی که طلوع و غروب درست حسابی داره رجوع کنیم و یا هم همون ساعت آخرین روز کامل رو در نظر بگیریم

** ترجمه سوپر آزاد حاجی مسکویی بخشی از آیه 49 سوره مبارکه "کهف"