از قیاسش خنده آمد خلق را

پیش نوشت:مطالبی که در موضوع خاطرات دسته بندی میشن اتفاقاتیه که در روزهای اول حضور من در مسکو برای من پیش اومده ، هر چند به بعضی از اونها در همون مطالبی که اون روزها می نوشتم اشاراتی کردم اما توی این سری مطالب سعی می کنم با تفصیل بیشتری اونها رو بنویسم تا دوستان عزیزی که تازه وارد مسکو شدن ویا قصد دارن برای اقامت یا تحصیل به مسکو بیان از تجربیاتم استفاده کنند

توی مسکو ساختمانهای شبیه به هم زیاده و یکی از چیزهایی که باعث گیج زدن تازه واردها می شه همین ساختمانهای شبیه به همه

یک سری از این ساختمانهای شبیه به هم ( والبته مشهور ترین وزیباترینشون) ساختمانهایی هستند که بین ایرانیهای اینجا معروفند به هفت خواهران و روسها به اونها می گن : "استالینسکی ویسوتکی "*  به معنای آسمانخراشهای استالینی و علت این نامگذاری هم اینه که مشهوره این ساختمانها به دستور استالین و توسط اسرای آلمانی جنگ جهانی ساخته شده (تنها وجهی هم که برای اسم مشهور بین ایرانیها پیدا کردم هفت تا بودن وشبیه به هم بودنشون بود)

 این ساختمانها عبارتند از :ساختمان اصلی دانشگاه دولتی مسکو "ام . گ. او " ،  ساختمان وزارت خارجه،  هتل اوکرایین،هتل لنینگراد وسه ساختمان مسکونی

پارسال در همون روزهای اولی که من به مسکو اومده بودم در یکی از ساختمانهای جانبی دانشگاه دولتی مسکو کنفرانس علمی دانشجویان مسکو برگزار شد و من هم توی این کنفرانس(به عنوان تماشاچی) شرکت کرده بودم 

وقت نماز که شد دنبال قبله می گشتم که یکی از دوستانی که چند وقت زودتر از من به اونجا اومده بود از پنجره ساختمون اصلی دانشگاه رو به من نشون داد و گفت : این ام گ اوه دیگه به این سمت نماز بخون 

استدلاش برای من عجیب بود وجالب و وقتی با جی پی اس موبایل یکی از دوستان قبله رو پیدا کردیم و دیدیم حرف اون دوست عزیز تقریبا درست بوده جالب تر هم شد .  

اون روز فراموش کردم  از این  دوست عزیز رمز  استدلالش رو  بپرسم اما چند وقت بعد که  با ایشون  وجمعی از دوستان ،نزدیک میدان اسمالنسکایا بودیم ودوباره بنده به دنبال جهت قبله بودم خودش از استدلالش رمز گشایی کرد وجماعت را از خنده ترکاند

رمز گشایی به این ترتیب بود که ایشون ساختمان وزارت خارجه رو که در اون نزدیکی بود به من نشون داد و همون جمله دفعه قبلش رو تکرار کرد ووقتی من گفتم اینکه ام گ او نیست وبعد هم چرا همش این رو تکرار می کنی؟

اول با تعجب پرسید مگر چند تا از این ساختمونها توی مسکو هست ؟ ووقتی از رفقا شنید 7 تا خودش به عنوان اولین نفر کلی خندید و بعد هم توضیح داد روز اولی که اومده مسکو می دونسته جهت قبله به سمت جنوب غربه و از راهنماش پرسیده جهت جنوب غرب رو چطور پیدا کنم؟ وجناب راهنما هم چون محل سکونت ایشون نزدیک ام گ او بوده این ساختمون رو به ایشون نشون داده وگفته  ام گ او جنوب غرب مسکوست وبعد از اون ایشون تا یکی از این 7 تا ساختمون رو می دیده فکر می کرده همون ساختمون ام گ اوست و فکر می کرده قبله همون طرفه

ساختمان مرکزی دانشگاه دولتی مسکو (ام ،گ،او)**


ساختمان مرکزی وزارت خارجه روسیه (مید)***


* Сталинские высотки

**МГУ

*** МИД

عمرمون کیلو چند؟!

1_ می گن یک نفر گیوه نویی رو به یک درهم خرید و اون رو پوشید و رفت مسجد

دلش نیومد گیوه ها رو دم در بذاره وبا خودش برد داخل مسجد و طوری روی طاقچه گذاشت که زیر چشمی بتونه مراقبشون باشه

وسط نماز سر از رکوع که برداشت دید یک نفر اونها رو برداشته و داره می بره

نمازش رو شکست و فریاد زنان دنبال دزد  رفت تا گیوه هاش رو پس بگیره

بعد از نماز پیش امام جماعت رفت و ماجرا رو تعریف کرد و از حکم شکستن نمازش پرسید

امام جماعت ازش پرسید: گیوه هات رو چند خریدی

گفت: یک درهم

وامام جماعت هم گفت : کار خوبی کردی که دنبال گیوه هات رفتی چون نمازت همون یک درهم هم نمی ارزید


2_ چند روز پیش کنار مترو پراسپکت میرا برخوردم به یکی از این  گروه های تبلیغاتی که برای یک شرکت تولید کننده لوازم آشپز خونه کوچیک مثل انواع واقسام رنده ها وکاردهای بادمجون پوست کنی و... تبلیغ می کردند  و از عابرین درخواست می کردند 10دقیقه وقتشون رو در اختیا این گروه قرار بدن و پرسشنامه محصولات اون شرکت رو پر کنند ودر عوض پاداروگ(هدیه) بگیرن

هدیه هم اونطوری که مشخص بود یکی از محصولات ازرون قیمت همون شرکت بود

چند دقیقه بعد از اینکه درخواستشون رو رد کردم و از اونجا گذشتم رفتم تو این فکر که اگر پادارگشون چی بود من حاضر می شدم 10 دقیقه از عمرم رو بهشون بدم؟!


ارتباط جور کن نوشت: همینطور که قبلا ذکر شده بود(لینک این قبلا رو حوصله نداشتم پیدا کنم وبذارم) مسجد جامع مسکو در مترو پراسپکت میرا قرار دارد