Hopeness عزیز (بنده بی تقصیرم لطفا معنی این اسم رو از خودشون بپرسید) از من خواسته بود که کمی در مورد حال وهوای ماه مبارک اینجا بگم چون قبلا غیبت جناب هوا شده بود اول از ایشون تعریف می کنم که این روزها حسابی پاییزی شده وبلطف بارون های پاییزی نه از هوای آلوده اثری مونده ونه از گرمای سی ویکی دو درجه ای روزهای اول ماه وتحمل گرسنگی وتشنگی برای روزهای هفده هجده ساعته راحت تر شده
اما چون می گن یُعرف الاشیاء باضدادها برای درک حال اساسی ماه مبارک امسال ما کمی از ضد حال هاش می نویسم تا بهتر حال ما رو درک کنید
عرق خورها(با بومی سازی واژه بهتره بگم ودکا خورها)ی اینجا نه تنها دهنشون رو آب نکشیدن و غلاف نکردن که با سرد شدن هوا مصرف ها هم بالا رفته ووقتی توی مترو ،اتوبوس یا ماشروت* کنار آدم می نشینن یا از بغلش رد می شن بوی الکلشون تا فیها خالدون مغزش رو قلقک می ده
شیاطین جن بنا به وعده الهی اینجا هم در غل و زنجیرند اما شیطون بلاهای روس آزاد آزاد نه تنها از چپ و راست وعقب وجلو که از بالا وپایین هم نفس رو مورد تهاجم قرار می دن
آدامس عوض کردن دست ول هم که مثل همیشه بساطش به راه استکافه ها ، رستورانها، فست فودها ومغازها و دکه های فروش خوراکی به شدت واکثرا در تمام طول روز مشغول کارند واین یعنی اینکه با گردش سر به هر سمتی دهنی در حال جنبیدن ویا لبی در حال نوشیدن دیده می شه
اما حالی که ما می کنیم شاید بیشترش مربوط به همون حال وهوایی که ندا توی مطلب آب پرتفال خنک بهش اشاره کرده یعنی لذت بردن از یک ماه مبارک غیر جبری باشه
وبخش دیگه اون هم مربوط میشه به شاذ وندرهایی که وسط اون همه ضد حال آدم می بینه
مثل خرمایی که دم افطار توسط جوانک روس تازه مسلمان بهت تعارف می شه یا گلابی که حاج ایشاالله صاحب چایخونه بهت اخسان** می کنه که ارزشش برات بیشتره از تموم افطارهای هفت رقم خورشتی که توی ایران دعوت می شدی
یا نگرانی دیمیتری بازهم تازه مسلمان برای یک تازه مسلمان دیگه، دخترکی که مجبور به کار در یکی از همون رستورانهای به شدت فعاله و با اراده ای پولادین مصمم در حفظ حجاب وروزه داریه
ویا اینترنت پر سرعت وبی فیلتری که توسط یک نو جوون 17 ساله به جای دانلود هر چیزی داره صرف جزء خوانی قرآن با تلویزیون ایرا ن میشه
ودر آخر هم وقتهایی که به جای کلوپ ودیسکو و... توی مسجد ناواترف وپراسپکت میراو... می گذره واشکهای نابی که به امید استجابت دعا رو گونه ها سر می خوره
*ماشروت به معنای مسیره واصطلاحا به ماشین های ونی گفته می شه که اینجا بصورت خطی توی یک مسیر خاص مسافر کشی می کنند
**نخیر اشتباه تایپی نیست وهمون اخسان درسته ،روسها حرف "ح" ندارند وبه جای اون "خ" تلفظ می کنند وواژه اخسان بین مسلمونهای اینجا به همون معنای نذر واحسان مرسوم شده