شایسته سالاری!!!

در روسیه هم مثل اکثر کشورهای دنیا هر ساله مسابقات انتخاب دختر سال یا همون "دختر شایسته" برگزار می شه و در  اینجا هم مثل همه اونجاهای دیگه تاکید می شه فقط زیبایی به تنهایی ملاک انتخاب نیست و عوامل دیگه ای مثل سطح سواد و شان اجتماعی هم در این انتخاب دخیل هستند

به همین دلیل هم اکثر برندگان این مسابقه ساکنان شهرهای بزرگی مثل مسکو و سنت پیترز بورگ واز خانواده های متمول هستند و از سواد آکادمیک هم بی بهره نیستند

شرط سنی شرکت در این مسابقه هم رسیدن به سن قانونی یا همون 18 سال تمامه

چند سال پیش در میان تعجب همگان این مسابقه یک برنده سوال برانگیز داشت*، برنده این مسابقه دختر 18 ساله ای بود که هر چند از زیبایی ظاهری بی بهره نبود اما در یک خانواده روستایی به دنیا اومده بود وموفقیت چندانی هم در تحصیل کسب نکرده بود

خیلی طول نکشید که همه جواب سوالهاشون رو گرفتند.

 کمی  بعد  از برنده شدن این دختر  در مسابقه " دختر شایسته"  عکسهای ... اون پشت مجله های ... اروپایی چاپ شد و بعد هم فیلمهای ...اون به بازار عر ضه شد

در تحقیقات سازمانهای بشر دوستانه مشخص شد ، این دختر که در زمان شرکت در مسابقه تنها 16 سال داشته توسط باندهای مافیایی یک سال قبل از اون از پدر ومادر فقیرش خریداری شده واین عکسها وفیلم ها هم قبل از شرکت کردنش در این مسابقه ازش تهیه شده و بعد هم با پاسپورت جعلی توی این مسابفه شرکت داده شده و  توسط همین دار ودسته هم به عنوان برنده اعلام شده

یک سال پیش که ظاهرا دوران بهره برداری از شایستگیهای این دختر به پایان می رسه و احتمالا باندهای مذکور طعمه جدیدی پیدا می کنند  ، سازمانهای بشر دوستانه موفق می شوند اون رو از دست باندهای مافیایی نجات بدهند والبته به آغوش گرم خانواده بر نمی گردونند بلکه منزلی در مسکو براش تهیه می کنند که اگر باز نیاز به شایستگیهای ایشون بود در دست رس باشند


*  اسم و مشخصات این فرد رو ننوشتم تا افرادی که دنبال مطالب خاصی هستند پاشون به اینجا باز نشه

56 روبل

از خونه داشتم میومدم بیرون ، باز هم مثل همیشه سکه های 5 روبلی و10 روبلی که دیروز از بقیه کرایه ماشروتکا و خرید مغازه کاسب شده بودم توجیبم سنگینی می کرد.

می خواستم بذارمشون تو قفسه کتاب که دیدم چند تا سکه 1 روبلی و2 روبلی هم اونجاست.

شمردمشون ، همشون روی هم 56 روبل بودن، به دلم افتاد که بردارمشون و تو راه اولین کسی که ازم طلب پول کرد همش رو  بهش بدم (توی راهروهای زیرگذرها و ایستگاه های مترو ، مخصوصا توی این فصل که روزها  طولانی و گرمه، آدمهایی که بصورت تکی یا دسته جمعی با انواع واقسام آلات موسیقی موزیک می نوازند وطلب چیزی می کنند وبه یک 5 روبلی برای "پیوا" ویا حتی یک نخ سیگار هم راضین زیاد پیدا می شن)

کل مسیر تا مترو رو پیاده می رفتم و تا نزدیکی مترو مشغول صحبت با تلفن بودم.

تلفن رو که قطع کردم دو تا پسر بچه 12 ، 13 ساله با لباس های مرتب بهم نزدیک شدن و اونی که جثه اش کوچیک تر بود با لپ های گل انداخته ازم درخواست 10 روبلی کرد برای تلفن.

دستم رفت توی جیبم که طبق وعده ای که با خودم کرده بودم همه پول خورده ها رو بهش بدم که گفت:

میشه لطفا 50 روبل یا یکم بیشتر بدید تا با اتوبوس بریم خونه

کل سکه ها رو بهشون دادم و خندم گرفت چون کرایه اتوبوس 28 روبله  و برای دوتاییشون می شد 56 روبل.

زبونم قد نمی کشید که بهشون بگم نیم ساعت پیش از کی کمک خواستید ، همیشه از همون بخواین