اگر یادداشت "غوغای مد" را خوانده باشید حتما متوجه شدید که من یک عالی جناب دمپایی۹۰ هزار تومانی دارم

اما بشنوید از دردسر سازی حضرت ایشان که هفته پیش که در خدمت ایشان برای اولین وآخرین بار حدود ساعت  ۸ صبح (هوا در اینجا هنوز تاریک است)به حمام رفتم

 بعد از استحمام که لباس پوشیده وآماده رفتن به آزمایشگاه بودم صدای گوش خراش فریاد های مسئول خوابگاه از بیرون به گوش رسیدو بعد از چند لحظه در اتاق به شدت باز شد ومسئول محترم با کلمات سلسله وار روسی وحرکات دست به من فهماند که بیرون بیایم وگندی را که زدم ببینم

با رفتن به بیرون مشاهده کردم که حضرت دمپایی در حمام رنگ داده و از در حمام تادر اتاق را آلوده فرمودند

هر چند با همان زبان بین المللی که در آن تبحر دارم به مسئول محترم فهماندم که عمدی در کار نبوده اما مجبور شدم با همان لباس بیرون راهرو وحمام را تمیز کنم

جناب مسئول بعد از اتمام کار با لحن ملایمتری به بنده هشدار داد که دیگر تکرار نشود

بعد از آزمایشگاه به فروشگاه نزدیک مترو رفته ویک دمپایی پلاستیکی ۲۵۰ روبلی خریده وبه خوابگاه برگشتم

مسئول محترم خوابگاه که دم در ورودی ایستاده بود با دیدن دمپایی لبخندی از روی رضایت به بنده تحویل داد واز من خواست تا عالیجناب دمپایی را دور بیاندازم

(لحن کتابی به احترام حضرت دمپایی است)