سرنوشت*: جایی گفته بودم که در "حاجی مسکو" فقط "از" مسکو می نویسم الان هم که من در مسکو هستم پس هر چه بنویسم می شود "از" مسکو (مغالطه لفظ مشترک)

نمای اول: تصور کنید(اگر حتی تصور کردنش سخته) یک بعد از ظهر  بعد از برف رو توی یکی از شهرهای ایران مثلا تهران

1_امروز اولین روز بعد از برف است :

بچه ها (وکلا کسانیکه کودک درون یا بیرون فعالی دارند ) سر حال از  تعطیلی (اون هم بدون تکلیف شب) مشغول برف بازی کردن وآدم برفی درست کردنند (البته بعد از شنیدن  وعمل کردن به توصیه های ایمنی مبنی بر لباس گرم پوشیدن ومراقبت از چشم وچال به هنگام برف بازی )

جوان ها ی رومانتیک(وکلا کسانیکه روحیه لطیف وشاعرانه ای دارند) مشغول پیاده روی ولذت بردن از یک بعد از ظهر برفیند(تک بودن یا نبودنشان هم به دو عامل داشتن جفت پایه ومقررات عبورومرور ؟!؟بستگی دارد)

اکشنها (وکلا کسانیکه از چوب اسکی واسنوبرد گرفته تا تیوب کامیون وسیله ای  برای سرخوردن دارند ویا حتی دوست دارند داشته باشند)مشغول سپری کردن بعد از ظهر برفیشان در ترافیک شمشک ودیزین هستند تا اگر توفیق رفیق شود  سری هم نوش جان کنند(وصد البته ... بعله)

بزرگترها( وکلا کسانی که احساس  می کنند صاحب نظرند)در گفتگوهای خیابانی مشغول تعریف وتمجید از برف هستند وابراز امیدواری می کنند با بارشهایی از این دست تابستان آینده مشکل کمبود آب وجیره بندی پیش نیاید

2_بارش برف دو تا سه روز طول کشیده وامروز چهارمین روز  بعد ازبرف است:

اصرار بچه ها برای بیرون رفتن از خانه بی فایده است چون برفها یخ زده واصلا مناسب برف بازی نیست

کوچه های یخ زده هم اصلا مناسب قدم زنی نیست

مسیر تهران به سمت شمشک ودیزین  وبالعکس هم مسدود است

ترافیک این چند روزه روی اعصاب بزرگترها بوده و سرما وبرف زیادی ؟!؟ در کنار شهرداری بی مسئولیت مقصر اصلیند

3_برف ویخبندان یک هفته تمام طول کشیده در بعضی نقاط باعث قطع شدن آب وبرق وگاز شده:

حوصله بچه ها سر رفته (لعنت به این برف)

پیاده روی بخورد توی سرش اس ام اسها چرا قطعه(لعنت به این برف)

پوسیدیم توی خونه(لعنت به این برف)

گند زدن با این مملکت داریشان(لعنت به این برف)

نمای دوم: در طول  تقریبا۷۰ روزی که در مسکو هستم روز غیر برفی نداشتیم اما هر روز که برف میباره واقعا میشه شوق  دیدن اولین برف  رو تو چهره کو چیک و بزرگ اینجا دید واینجا هیچ کس برف رو لعنت نمیکنه وکسی رو هم مقصر نمی دونه (وواقعاهم مقصر نیستند )

نتیجه اصلی ،مربوط، واصلا هدف این نوشتار: تمام هدفم از بافتن این رطب ویابسات بالا این بود که عرض کنم "شکر نعمتی که نعمتت افرون کند" اصلا تسبیح به دست گرفتن و الحمد لالله گفتن نیست قدر شناسی واستقبال درست از نعمت هاست

نتیجه که چه عرض کنم لطیفه فرعی،نا مربوط ،جانبی وکلا کشکی: سال اولی که دولت خدمت گذار بر سر کار آمده بود کمی اوضاع بارندگی بهتر شده بود, بزرگواری در شهر ما(اصرار نکنین نمی گم کی اما این روزها همه دیگه شناختن ایشون رو) روایتی پیدا کرده بود که وقتی حاکمان به فکر خدمت به مردم باشند خداوند هم نعمت ها ش رو بر مردم نازل می کنه

بنا براستدلال ایشون ظاهرا  این روزها دولت خدمت گذار بد جوری از فکر خدمت به خلق غافل شده 

(این عکس رودخانه یخ زده مسکو هم تقدیم به دوستداران برف ویخ)


*:سرنوشت در مقابل پانوشت و زیر نوشت,مقدمه,اول مطلب(احتمالا "سرنوشت" رو هم برای این می گن "سرنوشت" که معتقدن اول کار نوشته شده)